|
|
|
|
|
دوستی فصل قشنگی است پر از لاله سرخ دوستی قدرت تلفیق شعور من و توست دوستی حس عجیبی است میان پر و آب رنگ آن مثل خداست مردم شهر رفاقت دل آبی دارند و در این شهر همه می خندند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1391ساعت 22:12 توسط
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 12:37 توسط
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 0:5 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
عصاره همه مهرباني ها را گرفتند و از آن مادر را ساختند.
سالروز ولادت ریحانه پیامبر،فاطمه زهرا (س) و روز مادر خجسته باد. خداوندا پناهش باش، يارش باش جهان تاريكي محض است "ميترسم" كنارش باش! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 23:34 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
ظهر یک روز سرد زمستانی، وقتی امیلی به خانه برگشت، پشت در پاکت نامه ای را دید که نه تمبری داشت و نه مهر اداره پست روی آن بود. فقط نام و آدرسش روی پاکت نوشته شده بود. او با تعجب پاکت را باز کرد و نامه ی داخل آن را خواند: بابت ارسال مطلب متشکرم. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 16:0 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
از میان کسانی که برای دعای باران به تپه ها می روند تنها آنهایی که با خود چتر به همراه می برند به کار خود ایمان دارند. «آنتوان چخف» هرکس – نه تنها – به میزان معلوماتی که دارد عالم نیست بلکه به میزان مجهولاتی که در عالم احساس می کند عالم است. "شریعتی"
قسمتي از كتاب کاش حقیقت داشت__مارك لوي |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 20:32 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
اولین روز دبستان بازگرد باز گرد ای خاطرات کودکی خاطرات کودکی زیباترند درسهای سال اول ساده بود درس پند آموز روباه و خروس روز مهمانی کوکب خانم است کاکلی گنجشککی باهوش بود با وجود سوز و سرمای شدید تا درون نیمکت جا می شدیم پاک کن هایی ز پاکی داشتیم کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت گرمی دستانمان از آه بود مانده در گوشم صدایی چون تگرگ همکلاسیهای من یادم کنید همکلاسیهای درد و رنج و کار بچه های دکه سیگار سرد کاش هرگز زنگ تفریحی نبود کاش می شد باز کوچک می شدیم یاد آن آموزگار ساده پوش ای معلم نام و هم یادت به خیر ای دبستانی ترین احساس من
از همه دوستانی که پیام تبریک فرستادند صمیمانه متشکرم |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 21:21 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
1- اکثر ما ایرانی ها تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم. 2- منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم. 3- با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم. 4-به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم. 5- نواقص را می بینیم اما در رفع انها اقدامی نمی کنیم. 6- از گفتن نمی دانم شرم داریم. 7- کلمه من را بیش از ما به کار می بریم. 8- غالبا مهارت را به دانش ترجیح می دهیم. 9- در گذشته بسر می بریم و اینده را فراموش می کنیم. 10- از برنامه ریزی عاجزیم و غالبا دچار روزمرگی هستیم. 11- برای جبران عقب افتادگی مان قدمی بر نمی داریم. 12- دائما دیگران را نصیحت می کنیم، ولی خودمان هرگز به انها عمل نمی کنیم. 13- همیشه اخرین تصمیم را در دقیقه 90 می گیریم. 14- غربی ها دانشمند پرورش داده اند ما...! 15- زمانی که ما مشغول کیمیا گری بودیم غربی ها علم شیمی را گسترش دادند. 16- زمانی که ما با رمل و اسطرلاب مشغول کشف احوال کواکب بودیم غربی ها علم نجوم را بنا نهادند. 17- هنگامی که به هدف مان نمی رسیم، آن را به حساب سرنوشت و قسمت و بد بیاری می گذاریم، ولی هرگز به تجزیه تحلیل علل آن نمی پردازیم. 18- غربی ها اطلاعات متعارف خود را در دسترس عموم قرار می دهند، ولی ما آنها را برداشته و از همکارمان پنهان می کنیم. 19- مرده ها را بیشتر از زنده هایمان احترام می گذاریم. 20- دشمنان ما، ما را بهتر از خودمان می شناسند. 21- در ایران کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد. 22- فکر می کنیم با صدقه دادن خود را در مقابل اقدامات نابخردانه خود بیمه می کنیم. 23- برای تصمیم گیری بعد از تمام بررسی های ممکن اخر کار استخاره می کنیم. 24- همیشه برای ما مرغ همسایه غاز است. 25- به هیچ وجه انتقاد پذیر نیستیم و فکر می کنیم که کسی که عیب ما را می گوید بدخواه ماست. 26- چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم. 27- به هنگام مدیریت در یک سازمان زور را به درایت ترجیح می دهیم. 28- وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف مقابل را قانع کنیم. 29- درغالب خانواده ها فرزندان باید از والدین حساب ببرند، به جای اینکه به آنها احترام بگذارند. 30-اعتقاد داریم که گربه را باید در حجله کشت. 31- اکثرا رابطه را به ضابطه ترجیح می دهیم. 32- تنبیه برایمان راحت تر از تشویق است. 33- افراد چاپلوس بین ما ایرانیان موقعیت بهتری دارند. 34- اول ساختمان را می سازیم بعد برای لوله کشی، کابل کشی و غیره صد ها جای آن را خراب می کنیم. 35- وعده دادن و عمل نکردن عادت همه ما شده است. 36- قبل از قضاوت کردن نمی اندیشیم و بعد از آن حتی خود را سرزنش هم نمی کنیم. 37- شانس را برتر از اراده و خواست خود می دانیم. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 23:6 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
پرستاری در يکی از بيمارستان های استراليا که ويژه نگهداری از بيماران در شرف مرگ بوده، بر اساس گفته های بيماران در آخرين لحظات عمر عمده ترين موارد پشيمانی و حسرت آنان را جمع آوری و دسته بندی کرده است. به گفته وی متداول ترين مورد پشيمانی افراد اين بوده « ای کاش آنقدر سخت و طولانی کار نکرده بودم.» اين پرستار به نام «برونی وير» آخرين گفته ها، آرزوهای بربادرفته و حسرت های اين افراد را ابتدا در وبلاگ خود منتشر کرد. مطالب اين وبلاگ چنان مورد توجه قرار گرفت که وی براساس آن کتابی نوشته است به نام «پنج پشيمانی عمده در لحظه مرگ». «برونی وير» در کتاب خود اشاره می کند که اکثر افراد در لحظاتی که در انتظار مرگ هستند، ديد بسيار دقيق و روشنی راجع به زندگی خود و زندگی به طور کلی پيدا می کنند و کسانی که هنوز عمری برای آنها باقی مانده با توجه به اين مطالب شايد بتوانند از تجارب ديگران بياموزند. وی پنج مورد عمده از پشيمانی در لحظه مرگ را به طور خلاصه منتشر کرده است: ۱- ای کاش من شهامت آن را داشتم که زندگی خود را به شکلی سپری می کردم که حقيقتا تمايل من بود و نه به شيوه ای که ديگران از من انتظار داشتند. اين موضوع يکی از عمده ترين موارد پشيمانی درميان اکثر افراد بوده است . ۲- ای کاش من اينقدر سخت و طولانی کار نکرده بودم. معمولا بيماران مرد از اين نکته شکايت داشتند. آنها دوران کودکی فرزندان و همدهمی با همسر خود را به خاطر ساعات کار طولانی از دست داده بودند. ۳- ای کاش من شهامت بيان احساسات خود را داشتم. بسياری از افراد درمقاطع مختلف زندگی و يا در شرايط گوناگون برای حفظ مناسبات مسالمت آميز با ديگران از بيان صريح احساسات خود طفره می روند. به همين خاطر زندگی آنها از آن چيزی که واقعا بايد باشد فاصله می گيرد و يا آنها هيچگاه آن کسی نخواهند شد که آرزو و يا توانايی آن را داشته اند. ۴- ای کاش تماس با دوستان را حفظ کرده بودم. خيلی از افراد تا لحظات پايانی عمر قدر دوستان خوب و يا حفظ تماس با دوستان قديمی را نمی دانند و معمولا در فرصت کوتاه قبل از مرگ امکان جستجو و پيدا کردن اين دوستان قديمی فراهم نيست. ۵- ای کاش به خودم اجازه می دادم که شادتر باشم. اين مورد از پشيمانی در کمال تعجب بسيار عموميت دارد. بسياری از افراد تا لحظات پايانی عمر خود متوجه نشده بودند که شاد بودن در حقيقت يک انتخاب است. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 14:40 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
International Conference on Germplasm of Ornamentals
July 16-20, 2012, Beijing (China) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 23:14 توسط
|
|
||